فرا رسیدن مهر ماه و اندوه معلمین

با فرا رسیدن مهر ماه تشویش و نگرانی و امید و نا امیدی هم از راه می رسد و مدت زیادی معلمان را به خود مشغول می کند و این سیکل هر سال در حال تکرار است اما برای معلمان جامعه ما هر چه بیشتر بروز می کند خصوصا امسال که شرایط ویژه ای دارد.
تعدیل نیرو و جابجای بی سابقه معلمان در برخی از مناطق و ادغام کلاسها و افزایش تعداد دانش آموزان کلاسها، در پی سیاست کوچک سازی آموزش و پرورش و به دنبال آن و جود نیروهای مازاد و حذف اضافه کار برخی از معلمین، خصوصا در شهر های بزرگ، از جمله فشار های روانی است که امسال را سال ویژه ای نموده است. البته این مشکلات بر مشکلات گذشته و همیشگی معلمین افزوده شده است.
در شرایط حاضر معلمین ما با مایوس ترین و بی انگیزه ترین شرایط دهه های گذشته خود روبرو هستند. بر اساس اظهار نظر نظر بسیاری از معلمین و استماع گفتگوهای آنها دولت آقای احمدی نژاد آسیب های زیادی را به فرهنگیان وارد نموده است.
در این دولت، معلمین کمترین افزایش حقوق را، بر اساس افزایش تورم، تجربه کرده اند. خواسته های صنفی آنها بشدت سر کوب شده و جرات اظهار نظر خود را از دست داده اند و بسیاری نیز در این رابطه امنیت شغلی خود را مورد تهدید دیده اند. لذا بسیاری از آنها عزلت و سکوت را اختیار نموده و با درونی خفته و غمگین و سر شار از درد و اندوه بسر می برند.
معلمین چنان ظرف سه سال گذشته بی انگیزه و غمگین شده اند که پیشرفت های انرژی هسته ای و فضائی هم نتوانسته است آنها را تکان دهد. به نظر می رسد که ترمیم روانی معلمین باید بسیار مشکل باشد چون این قشر مدتهای مدیدی است که درد و رنج را تحمل می کنند و ضمیر نا خوآگاه آنها از آن پر شده است.
با این نیروها چگونه ممکن است سخن از تحول بنیادین نموده و تعریف جدیدی از ساختارهای آموزش و پرورش ارائه دهیم در حالی که معلم عنصر اساسی تعلیم و تربیت در آموزش و پرورش است.
اگر بودجه مملکت وقتی به معلمین می رسد کم می آورد و خطر نقدینگی و تورم مثل باران فرو می ریزد و معلمین مجبورند با حقوق حدود چهارصد هزار تومان بسازند شاید طبیعی بنماید.! اما معلمین مشکلاتی در درون سازمان دارند که به یمن لیاقت مسئولین، آنها را فرا گرفته است که مایه تعجب دیگران می تواند باشد.
به عنوان مثال، اگر به شما بگویند که معلمین به عنون گردانندگان مدارس، مثل بسیاری از مردم هنوز توانایی این را ندراند که فرزندان آنها در مدارس خوب درس بخوانند تعجب می کنید. و اگر به شما بگویند که معلمین که طلایه داران آموزش و پرورش در جامعه هستند اما فرزندان آنها به راحتی نمی توانند در دانشگاههای کشور درس بخوانند و شهریه سنگین کمر بسیاری از آنها را خم کرده و آنها مورد حمایت واقع نمیشوند، تعجب می کنید.
به نظر شما معلم به چه امیدی باید معلم باشد، به امید برقرای عدالت یا به امید زندگی بهتر یا به امید آینده بهتر فرزندانش یا به امید داشتن بازنشستگی آسوده و راحت؟
معلم وضعیت خود و وضعیت بسیاری از مسئولین را می بیند و می داند که آنها چه درآمدی دارند و می داند که چگونه به راحتی به خواسته های خود می رسند و می داند که چگونه به راحتی به امکانات بیت المال دسترسی دارند و می داند که فرزندان آنها کجا درس می خوانند ووو همه را میداند. پس سکوت آنها رمز و رازهای زیادی دارد.
منبع" برگرقته از بلاگ مدرسه به آدرس classro.blogsky.com
به ويرايش مديريت بلاگ "الياسي "











